جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ ۱۲:۰۸ ۵ بازديد
را به کشورش در زمان بزرگترین خطر آن انجام داد. او نشریهای منتشر کرد که به افتخار مشهورترین نام، مایه مباهات بود. تمام پادشاهی باید با استقبالی که از آن کردند، تأثیر آن را گواهی دهند. او که از هر نظر فقیر بود، جز نبوغ و فلسفه، هیچ دارایی در خطری نداشت، خانوادهای نداشت که نگرانش باشد؛ اما با توجه به تفکر خرد و کنار گذاشتن زیورآلات خیال، با انسانیت وظیفه انتقال وظیفه و آموزش به پایینترین طبقه مردم را بر عهده گرفت.[537] اینکه آقای فرود چقدر شایستهی این ستایشها جادو و طلسمات بود، اکنون میتواند درچه آشکار شود. پس از ورود اولیری به دوبلین، اورده را دید و به او گفته شد که دولت از او چه انتظاری دارد.
نامهی بهترین دعانویس شهر زیر مورخ ۲۳ سپتامبر ۱۷۸۴ است: [وزیر در گزارش حضورشان نوشت:] کارشناسان شما به سلامت رسیدند. در این لحظه، ما در شُرُفِ محاکمهی موعظههای اولیری هستیم.[538] و راپسودیهای پارکر. آنها ممکن است [صفحه ۲۲۲]هر دو در حرفههای متفاوتشان که بسیار مفید هستند. اولی، اگر بتوانیم به او اعتماد کنیم، این قدرت را دارد که نقشههای واقعی کاتولیکها را برای ما طلسم کشف کند، نقشههایی که از آن سرچشمه میگیرند. دیگری میتواند با رهبران بزرگ فتنه، به ویژه نپر تندی، آشنا راوند شود و شاید از این طریق به اعماق اسرار او نفوذ کند.[539] سر ریچارد ماسگریو یکی از جنجالآفرینانی بود که عاشق تهیه اخبار جنجالی برای قلعه دوبلین بودند.
«تاریخ شورش» او که در سال ۱۸۰۱ منتشر شد، برداشتهای او از وقایع بیست سال قبل را در بر میگیرد. جای تعجب نیست که جادو و طلسمات قلعه دوبلین از گزارشهای او به وجد آمد. در اینجا به وضوح یکی از آنها آمده است و نشان میدهد که چرا دولت در سال ۱۷۸۴ اینقدر مشتاق بود که اولیری را با یارانه به خدمت بگیرد: سپاهی به نام تیپ ایرلندی در دوبلین جادو و طلسمات تشکیل شد که از بیست نفر آن نوزده نفر کاتولیک رومی بودند و پدر اولیری، یک راهب دوره گرد، را به عنوان کشیش خود منصوب کردند. به من اطمینان داده قهدریجان شده است که تعداد آنها از تمام سپاههای داوطلب دیگر در شهر بیشتر بود.
و دوباره: در تابستان سال ۱۷۸۳، تیپ ایرلندی، به همراه داوطلبان مستقل دوبلین، به فرماندهی جیمز دعا ناپر تندی و متیو داولینگ، به بهانه مطالعه طلسم نویس تاکتیکها و یادگیری وظایف اردوگاهی، اردوگاهی بین روباک و دوبلین تشکیل دادند، اگرچه کاملاً مشخص بود که آنها در حال طرحریزی پروژههای انقلابی هستند. باید توجه داشت که جنگ، تنها بهانه برای مسلح شدن آنها، اکنون به پایان رسیده بود. با طلسم نویس این طلسم حال، بسیاری از سپاهها در نقاط مختلف پادشاهی تصمیم گرفتند که نه تنها سلاحهای خود را زمین نگذارند، بلکه جان خود را نیز فدا کنند.[540] برداشت ماسگریو از مطلب فوق، مانند بسیاری از وقایع دیگر، کاملاً درست نیست؛ اگرچه در تخمین او از [صفحه ۲۲۳]تندی داران و داولینگ، طلسم هر دو پروتستان بودند، او به اندازه کافی دقیق بود.
جادو و طلسمات اگر اولیری نقشی را که به او محول شده و به او نسبت داده شده بود، بازی کرد، هرگز با پستی درونی بیشتری روبرو نشد، یا به طرز ظریفتری طلسم نویس برای جلب اعتماد فریبخوردگانش طراحی نشد. «مجله جنتلمن» برای فوریه ۱۸۰۲ شامل مطالعهای درباره «پدر آرتور» از قلم آقای پرات است. او بهترین دعانویس شهر میگوید که رفتارش بسیار گیرا و بیتکلف بود، دعا و پیش دعا بهترین دعانویس شهر از آنکه لبهایش را بگشاید، حسن نیت و ادبش را پیشبینی میکرد؛ و وقتی لبهایش گشوده میشد، فولاد شهر حالات چهرهاش چیزی جز تأیید آنچه آن رفتارها قبلاً تضمین کرده بودند، نبود. و شما طلسم جدیت بیشتری از این را در لبخند مهربان و وصفناپذیر چهرهای داشتید طلسم نویس که آنقدر کم حیلهگری میکرد که در عین حال به اعتماد به نفس دعوت میکرد و نشان
میداد که امکان خیانت به شما وجود ندارد. بهترین دعانویس شهر کوران، در سخنرانی خود در مجلس عوام ایرلند در سال ۱۷۸۷، از ویژگی بسیار محترمانهای برای راهب پرده برداشت: «آقای اولیری، تا جایی که او میدانست، مردی با معصومترین و دوستداشتنیترین سادگی رفتار در زندگی خصوصی بود. تجربه بیست سال زندگی در دعا صومعه، احساسات او را به شدت تنظیم کرده و درک او را عمیقاً جادو و طلسمات شکل داده بود.»[541] دانش کوران تا حدودی از این واقعیت ناشی میشد که اولیری عضو «راهبان کلیسای پیچ» بود، که اغلب به عنوان یک باشگاه خوشگذرانی در نظر گرفته میشدند؛ اما هاردی، زندگینامهنویس چارلمونت، طلسم مینویسد: «هدف مهمتر آنها، همکاری مردانی بود.
نامهی بهترین دعانویس شهر زیر مورخ ۲۳ سپتامبر ۱۷۸۴ است: [وزیر در گزارش حضورشان نوشت:] کارشناسان شما به سلامت رسیدند. در این لحظه، ما در شُرُفِ محاکمهی موعظههای اولیری هستیم.[538] و راپسودیهای پارکر. آنها ممکن است [صفحه ۲۲۲]هر دو در حرفههای متفاوتشان که بسیار مفید هستند. اولی، اگر بتوانیم به او اعتماد کنیم، این قدرت را دارد که نقشههای واقعی کاتولیکها را برای ما طلسم کشف کند، نقشههایی که از آن سرچشمه میگیرند. دیگری میتواند با رهبران بزرگ فتنه، به ویژه نپر تندی، آشنا راوند شود و شاید از این طریق به اعماق اسرار او نفوذ کند.[539] سر ریچارد ماسگریو یکی از جنجالآفرینانی بود که عاشق تهیه اخبار جنجالی برای قلعه دوبلین بودند.
«تاریخ شورش» او که در سال ۱۸۰۱ منتشر شد، برداشتهای او از وقایع بیست سال قبل را در بر میگیرد. جای تعجب نیست که جادو و طلسمات قلعه دوبلین از گزارشهای او به وجد آمد. در اینجا به وضوح یکی از آنها آمده است و نشان میدهد که چرا دولت در سال ۱۷۸۴ اینقدر مشتاق بود که اولیری را با یارانه به خدمت بگیرد: سپاهی به نام تیپ ایرلندی در دوبلین جادو و طلسمات تشکیل شد که از بیست نفر آن نوزده نفر کاتولیک رومی بودند و پدر اولیری، یک راهب دوره گرد، را به عنوان کشیش خود منصوب کردند. به من اطمینان داده قهدریجان شده است که تعداد آنها از تمام سپاههای داوطلب دیگر در شهر بیشتر بود.
و دوباره: در تابستان سال ۱۷۸۳، تیپ ایرلندی، به همراه داوطلبان مستقل دوبلین، به فرماندهی جیمز دعا ناپر تندی و متیو داولینگ، به بهانه مطالعه طلسم نویس تاکتیکها و یادگیری وظایف اردوگاهی، اردوگاهی بین روباک و دوبلین تشکیل دادند، اگرچه کاملاً مشخص بود که آنها در حال طرحریزی پروژههای انقلابی هستند. باید توجه داشت که جنگ، تنها بهانه برای مسلح شدن آنها، اکنون به پایان رسیده بود. با طلسم نویس این طلسم حال، بسیاری از سپاهها در نقاط مختلف پادشاهی تصمیم گرفتند که نه تنها سلاحهای خود را زمین نگذارند، بلکه جان خود را نیز فدا کنند.[540] برداشت ماسگریو از مطلب فوق، مانند بسیاری از وقایع دیگر، کاملاً درست نیست؛ اگرچه در تخمین او از [صفحه ۲۲۳]تندی داران و داولینگ، طلسم هر دو پروتستان بودند، او به اندازه کافی دقیق بود.
جادو و طلسمات اگر اولیری نقشی را که به او محول شده و به او نسبت داده شده بود، بازی کرد، هرگز با پستی درونی بیشتری روبرو نشد، یا به طرز ظریفتری طلسم نویس برای جلب اعتماد فریبخوردگانش طراحی نشد. «مجله جنتلمن» برای فوریه ۱۸۰۲ شامل مطالعهای درباره «پدر آرتور» از قلم آقای پرات است. او بهترین دعانویس شهر میگوید که رفتارش بسیار گیرا و بیتکلف بود، دعا و پیش دعا بهترین دعانویس شهر از آنکه لبهایش را بگشاید، حسن نیت و ادبش را پیشبینی میکرد؛ و وقتی لبهایش گشوده میشد، فولاد شهر حالات چهرهاش چیزی جز تأیید آنچه آن رفتارها قبلاً تضمین کرده بودند، نبود. و شما طلسم جدیت بیشتری از این را در لبخند مهربان و وصفناپذیر چهرهای داشتید طلسم نویس که آنقدر کم حیلهگری میکرد که در عین حال به اعتماد به نفس دعوت میکرد و نشان
میداد که امکان خیانت به شما وجود ندارد. بهترین دعانویس شهر کوران، در سخنرانی خود در مجلس عوام ایرلند در سال ۱۷۸۷، از ویژگی بسیار محترمانهای برای راهب پرده برداشت: «آقای اولیری، تا جایی که او میدانست، مردی با معصومترین و دوستداشتنیترین سادگی رفتار در زندگی خصوصی بود. تجربه بیست سال زندگی در دعا صومعه، احساسات او را به شدت تنظیم کرده و درک او را عمیقاً جادو و طلسمات شکل داده بود.»[541] دانش کوران تا حدودی از این واقعیت ناشی میشد که اولیری عضو «راهبان کلیسای پیچ» بود، که اغلب به عنوان یک باشگاه خوشگذرانی در نظر گرفته میشدند؛ اما هاردی، زندگینامهنویس چارلمونت، طلسم مینویسد: «هدف مهمتر آنها، همکاری مردانی بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر