درگز

مجله اینترنتی کاشت مو

درگز

۴ بازديد
بتوانم موضوع را روشن کنم و تاریخ ترنر را قابل فهم کنم. پیش از سال ۱۷۹۸، او در نقش دوگانه شهید و قهرمان ظاهر می‌شد - و به طور متناوب همدردی و تحسین مردم را به خود جلب بهترین دعانویس شهر می‌کرد. آقای پاتریک اُبراین، اهل نیوری، که مدت‌ها با یک انتشاراتی برجسته در دوبلین در ارتباط بود، با ارائه برخی از حکایات زندگی ترنر، به نامه‌ای از تحقیقات پاسخ داده است. این خود گواه قابل توجهی بر کامل طلسم نویس بودن طلسم نویس پنهان‌کاری ترنر است که آقای اُبراین هرگز نشنیده است که صداقتش درگز زیر سوال برود.[31] در سال ۱۸۳۶، سنتی در نیوری رواج داشت که مربوط به آقایی به نام ترنر بود که نسل قبل در خانه‌ای بزرگ از آجر قرمز واقع در مرکز پارکی زیبا و محصور به نام ...

زندگی می‌کرد. [صفحه ۱۱]ترنر گلن، در ضلع غربی نیوری، در شهرستان آرماگ. آقای ترنر در سال ۱۷۹۶ عضو کنفدراسیون بزرگ ایرلندی‌های متحد، یکی از رهبرانی بود که برای خود و همنوعان خود، «جان، ثروت و شرافت خود را فدا کرد» تا به برتری بریتانیا در ایرلند پایان دهد. در مورد تاریخ ذکر شده، لوترل بدنام، لرد کارهمپتون، که در آن زمان فرمانده نیروها در ایرلند بود و در آن زمان برای بازرسی ارتش به آنجا سفر می‌کرد، مجبور شد از نیوری عبور کند. هتل اصلی نیوری در آن زمان در مجاورت اداره پست بود. اشراف فریمان و بازرگانان نیوری معمولاً کمی پس از رسیدن نامه‌ها برای دریافت نامه‌های خود به اداره پست می‌رفتند و در حالی که منتظر بودند تا نامه‌ها مرتب شوند، در جلوی هتل قدم می‌زدند یا در قهوه‌خانه

استراحت می‌کردند. آقای ترنر رنگ‌هایی را که به آنها علاقه داشت، می‌پوشید - یک کراوات سبز بزرگ. لرد کارهمپتون، در حالی که اسب‌هایش را عوض می‌کردند، از پنجره‌های قهوه‌خانه هتل به بیرون بهترین دعانویس شهر نگاه می‌کرد و چشمش به «چوب» یاغی افتاد: اینجا فرصت خوبی بود بهترین دعانویس شهر تا یک یاغی را بترساند و شجاعت خود را نشان دهد نظرآباد - ویژگی‌ای که به خاطر آن شناخته نشده بود. بر این اساس، او با غرور به سمت آقای ترنر رفت و در مواجهه با او پرسید: «شما که هستید، که جرات می‌کنید آن نشان یاغی‌گری را بپوشید؟» آقای ترنر با جدیت پاسخ داد: «من طلسم مرد خودم هستم.

شما که هستید، که جادو و طلسمات جرات می‌کنید با یک جنتلمن ایرلندی اینقدر گستاخانه صحبت کنید؟» لرد کارهمپتون با عصبانیت پاسخ داد: «من کسی هستم که اگر فوراً کراوات ابریشمی فرانسوی خود را درنیاورید، شما را مجبور می‌کنم به جای کراوات کنفی، کراوات بزنید!» آقای ترنر با شجاعت پاسخ داد: «من این رنگ را می‌پوشم، چون آن را دوست دارم. از آنجایی که برای شما زننده دعا است، بیایید و آن را درآورید.» کارهمپتون که متوجه شد هیاهویش طلسم شورشیان شمال ارین را نترسانده، برگشت تا آنجا را ترک شاهین شهر کند؛ اما ترنر با حرکتی سریع بین او و جادو و طلسمات در قرار گرفت و کارت خود را به ژنرال نشان داد و آدرس او را پرسید.

کارهمپتون به او گفت که زودتر از آنچه دوست دارد آن را خواهد فهمید. ترنر در پاسخ گفت: «من باید نام شما طلسم را بدانم؛ تا به حال هرگز این بدشانسی را نداشته‌ام که درگیر نزاعی با کسی جز آقایانی شوم که می‌دانند چگونه خود را مسئول اعمالشان بدانند. شما نمی‌توانید بدون مجازات به من توهین کنید، هر نامی که داشته باشید. من بالاخره آن را پیدا خواهم کرد و شما را به عنوان یک بزدل در هر دادگاهی قرار خواهم داد.» فرمانده نیروها از نیوری خارج شد، زیرا در نزاعی که خود برانگیخته بود، نفر دوم بود. آقای ترنر، به دلایلی مشگین شهر مرتبط با هدفی طلسم که در آن وارد شده بود، مجبور شد کمی بعد از آنجا دور شود جادو و طلسمات و بنابراین کارهمپتون از «مقامی» که در شرایط دیگر

از آتش‌خوار شمالی می‌گرفت، گریخت. [صفحه ۱۲] دقت کلی برداشت‌های آقای اُبراین در «زندگی و اعترافات نیوئل خبرچین» که در سال ۱۷۹۸ برای نویسنده در لندن چاپ شد، نشان داده شده است.[32] نیوئل با کارکنان لرد کارهمپتون طلسم نویس سفر کرد و در آوریل 1797 شاهد صحنه بین ترنر و او بود. جزوه نیوئل بهترین دعانویس شهر که در آن زمان سر و صدای زیادی به پا کرد و تیراژ بالایی داشت، اعتماد عمومی به ترنر را تضعیف نکرد. خیلی زود پس از آن مشخص شد که او شروع به دعا دروغگویی کرده است؛ اما نیوئل با تمام زیرکی‌اش، هیچ سوءظنی به ترنر نداشت.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.