چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۱۵:۱۰ ۶ بازديد
که در مورد کورو گفته شد، در منظره رازی وجود دارد که فقط نابغه میتواند آن را کشف کند. این را نباید آنطور که کورو فهمید، یعنی با فدا کردن کلی جزئیات، تفسیر کرد، بلکه باید با مطالعهی بهترین دعانویس شهر هنرِ سهیم کردن این جزئیات در جلوهی کلی، تفسیر کرد. به نظر میرسد نقاش واقعاً بزرگ به این روش کار میکند: او یک «اثر» را میبیند یا کشف میکند؛ آن اثر به الهام تبدیل میشود، او را تسخیر میکند و خود را به وضوح در حافظهی تصویری او حک میکند. او همان اثر را در شرایط دیگر مشاهده میکند و بنابراین ماکو ایده تعمیم مییابد.
بنابراین یک نقاش دریایی بزرگ، گاهی اوقات، شکل امواج را در طوفان یا جلوهای عجیب از نور تماشا میکند. در مورد نقاشی مکانیکی صرف، این به زبانی که او صحبت میکند تبدیل میشود، یا باید تبدیل شود؛ او همچنین نیازی ندارد که شیء یا مدل قبل از او باشد تا از روی آن نقاشی کند، مگر از طریق پیشنهاد یا اصلاح. میتوان گمان کرد که نقاش مدرن معمولی بر اساس این اصول کار نمیکند. دعا او همه چیز را از بیرون کپی میکند و نه از درون. طلسم نقاش بزرگی جادو و طلسمات که از منظره خود الهام گرفته است، فقط تا شاهین دژ جایی کپی میکند که صحت توپوگرافی را تضمین کند، اما هدف طلسم اصلی او ایجاد تأثیر کلی یا الهامی است که در حافظهاش نقش بسته است.
این معنای تأثیری است که از کار کانستبل به جا مانده است. درختان، مراتع، چهرهها، بهترین دعانویس شهر همگی تابع لحن کل هستند ، احساس باشکوه هوای آزاد که فراتر از محدودههای باریک و منقبض قاب گسترش بهترین دعانویس شهر مییابد. همانطور که او بزرگی را احساس میکرد، حس بزرگی نیز در بیننده ایجاد میشود. یک دعا تصویر معروف این موضوع را به طور مؤثرتری نشان میدهد. کلیسای جامع، مانند چهره انسان، قالب بیان خاص خود را دارد، نوعی لطافت جادو و طلسمات ملایم، یا تنهایی آرام و ساکت، نقده کاملاً متفاوت از حال و هوای تیزبینی جسورانه و جزئیات پر زرق و برق که عکسها نشان میدهند.
با نگاهی به «کلیسای جامع سالزبری» این نقاش، هر کسی{64} کسی که نسخه اصلی را دیده باشد، تشخیص خواهد داد که او چگونه شاعرانگی، تضاد ساختمان خاکستری با چمنزار سبزِ انتهای بنا، و رنگ عمیق درختان، و اهمیت زیبای مناره را که تقریباً محصول طبیعی منظره به نظر میرسد، به تصویر کشیده است. در واقع، این منارهها همیشه به مکانی که در آن قرار دارند، تفسیر متفاوتی میدهند؛ و هر فرد باذوقی هنگام عبور دعا از راهآهن کانتربری، پیتربورو یا الی، برداشتهای متفاوتی خواهد داشت. در مورد مناره سالزبری، پیرانشهر وضوح خاصی وجود دارد که با ابر تاریک و خشمگین پشت سر در تضاد است و حال و هوایی از تهدید و خصومت ایجاد میکند.
مثال دیگری میزنیم. در بسیاری از نقاط بندر زیبای بهترین دعانویس شهر دوور، با صخرهها و قلعهاش، عکسها و حکاکیهایی وجود دارد. بسیاری از کسانی که این مکان را در حال و هوای مختلفش دیدهاند، آرزوی یادآوری داشتهاند و ممکن است طرحهای سنتی تجارت را به اندازه کافی دقیق یافته باشند، اما برای بازگرداندن جذابیت قدیمی کافی نیستند. مسافری که از فرانسه بازمیگردد، با نزدیک شدن به آنجا، متوجه ویژگی هرمی، محل اتصال و ترکیب قلعه با ابرهای پشت آن، تضاد صخرههای سفید خیرهکننده با خاکستری دریا هادیشهر میشود؛ علاوه بر این، حال و هوای باشکوه امنیت و پناهگاه بزرگی دعا که قرنها پیش فراهم شده بود، وجود دارد.
اکنون، تصویری از ترنر وجود دارد - که در آن همه این ایدههای پیچیده به وفور القا میشوند. او تمام حال و هوای مکان را به تصویر کشیده است، به آسمان بالا و آبهای پایین، به همان اندازه که با شهر و بندر استادانه برخورد میکند؛ در واقع، اینها فرعی هستند. به این ترتیب، درست است که یک هنرمند بزرگ، علاوه بر نقاش، مفسر طبیعت نیز میشود. بهترین دعانویس شهر وقتی در مقابل این آثار باشکوه کانستبل میایستید، سخت است که نوعی شور و شوق و تحسین عمیق را احساس طلسم نویس نکنید. در سبک و شیوهی برخورد او، وسعت و استحکام و عظمتی نهفته است.
راز این دعا امر میتواند حس وقار و اعطای شخصیتی والا به درختان، چمن، آب و هر آنچه که به تصویر کشیده شده است، باشد. طلسم نویس وقتی نگاه میکنیم، جزئیات به نظر رشد میکنند و غنیتر میشوند. جادو و طلسمات جای تعجب نیست که بدانیم معرفی یکی طلسم از آثار او به فرانسه، پایه و اساس مکتب منظرهسازی در آن کشور بوده است.
بنابراین یک نقاش دریایی بزرگ، گاهی اوقات، شکل امواج را در طوفان یا جلوهای عجیب از نور تماشا میکند. در مورد نقاشی مکانیکی صرف، این به زبانی که او صحبت میکند تبدیل میشود، یا باید تبدیل شود؛ او همچنین نیازی ندارد که شیء یا مدل قبل از او باشد تا از روی آن نقاشی کند، مگر از طریق پیشنهاد یا اصلاح. میتوان گمان کرد که نقاش مدرن معمولی بر اساس این اصول کار نمیکند. دعا او همه چیز را از بیرون کپی میکند و نه از درون. طلسم نقاش بزرگی جادو و طلسمات که از منظره خود الهام گرفته است، فقط تا شاهین دژ جایی کپی میکند که صحت توپوگرافی را تضمین کند، اما هدف طلسم اصلی او ایجاد تأثیر کلی یا الهامی است که در حافظهاش نقش بسته است.
این معنای تأثیری است که از کار کانستبل به جا مانده است. درختان، مراتع، چهرهها، بهترین دعانویس شهر همگی تابع لحن کل هستند ، احساس باشکوه هوای آزاد که فراتر از محدودههای باریک و منقبض قاب گسترش بهترین دعانویس شهر مییابد. همانطور که او بزرگی را احساس میکرد، حس بزرگی نیز در بیننده ایجاد میشود. یک دعا تصویر معروف این موضوع را به طور مؤثرتری نشان میدهد. کلیسای جامع، مانند چهره انسان، قالب بیان خاص خود را دارد، نوعی لطافت جادو و طلسمات ملایم، یا تنهایی آرام و ساکت، نقده کاملاً متفاوت از حال و هوای تیزبینی جسورانه و جزئیات پر زرق و برق که عکسها نشان میدهند.
با نگاهی به «کلیسای جامع سالزبری» این نقاش، هر کسی{64} کسی که نسخه اصلی را دیده باشد، تشخیص خواهد داد که او چگونه شاعرانگی، تضاد ساختمان خاکستری با چمنزار سبزِ انتهای بنا، و رنگ عمیق درختان، و اهمیت زیبای مناره را که تقریباً محصول طبیعی منظره به نظر میرسد، به تصویر کشیده است. در واقع، این منارهها همیشه به مکانی که در آن قرار دارند، تفسیر متفاوتی میدهند؛ و هر فرد باذوقی هنگام عبور دعا از راهآهن کانتربری، پیتربورو یا الی، برداشتهای متفاوتی خواهد داشت. در مورد مناره سالزبری، پیرانشهر وضوح خاصی وجود دارد که با ابر تاریک و خشمگین پشت سر در تضاد است و حال و هوایی از تهدید و خصومت ایجاد میکند.
مثال دیگری میزنیم. در بسیاری از نقاط بندر زیبای بهترین دعانویس شهر دوور، با صخرهها و قلعهاش، عکسها و حکاکیهایی وجود دارد. بسیاری از کسانی که این مکان را در حال و هوای مختلفش دیدهاند، آرزوی یادآوری داشتهاند و ممکن است طرحهای سنتی تجارت را به اندازه کافی دقیق یافته باشند، اما برای بازگرداندن جذابیت قدیمی کافی نیستند. مسافری که از فرانسه بازمیگردد، با نزدیک شدن به آنجا، متوجه ویژگی هرمی، محل اتصال و ترکیب قلعه با ابرهای پشت آن، تضاد صخرههای سفید خیرهکننده با خاکستری دریا هادیشهر میشود؛ علاوه بر این، حال و هوای باشکوه امنیت و پناهگاه بزرگی دعا که قرنها پیش فراهم شده بود، وجود دارد.
اکنون، تصویری از ترنر وجود دارد - که در آن همه این ایدههای پیچیده به وفور القا میشوند. او تمام حال و هوای مکان را به تصویر کشیده است، به آسمان بالا و آبهای پایین، به همان اندازه که با شهر و بندر استادانه برخورد میکند؛ در واقع، اینها فرعی هستند. به این ترتیب، درست است که یک هنرمند بزرگ، علاوه بر نقاش، مفسر طبیعت نیز میشود. بهترین دعانویس شهر وقتی در مقابل این آثار باشکوه کانستبل میایستید، سخت است که نوعی شور و شوق و تحسین عمیق را احساس طلسم نویس نکنید. در سبک و شیوهی برخورد او، وسعت و استحکام و عظمتی نهفته است.
راز این دعا امر میتواند حس وقار و اعطای شخصیتی والا به درختان، چمن، آب و هر آنچه که به تصویر کشیده شده است، باشد. طلسم نویس وقتی نگاه میکنیم، جزئیات به نظر رشد میکنند و غنیتر میشوند. جادو و طلسمات جای تعجب نیست که بدانیم معرفی یکی طلسم از آثار او به فرانسه، پایه و اساس مکتب منظرهسازی در آن کشور بوده است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر