جاجرم

مجله اینترنتی کاشت مو

جاجرم

۶ بازديد
این سرنوشت مشترک چند لذت و دردهای بسیار، که به دنبال آن نابودی است، طلسم نویس هر قلبی را به شفقت وامی‌دارد. در جهان بزرگ، ساکت و توخالی که این ارواح خود را در آن می‌بینند، چقدر پست به نظر می‌رسد که به موجودات ضعیف‌تر و بی‌گناه اطراف خود حمله کنیم و درخشش کوچک زندگی و شادی آنها را در زیر آفتاب خراب کنیم! هیچ چیز برای من شگفت‌انگیزتر از این واقعیت نیست که برخی از حواریون برجسته این فلسفه، و حتی خود نویسنده محترم آن، باید یکصدا به ما بگویند که مثلاً میمون در واقع گوشت و خون امیدیه خود ماست، و درست و بجاست که با میمون‌ها بهترین دعانویس شهر به شیوه پروفسور مونک و گولتز و فریر رفتار کنیم.

این آقایان، در مورد کوادروماناهای بیچاره ،[صفحه ۱۴۰]بلکه «بیش از خویشاوند» و نه «کمتر از خویشاوند». برای کسانی که، چه به تکامل اعتقاد داشته باشند و چه نداشته باشند، جادو و طلسمات هنوز به وجود یک پروردگار الهی برای انسان و حیوان ایمان دارند، دلایل همدردی، به طریقی دیگر، حتی قوی‌تر است. اینکه دین مسیحیت از همان ابتدا، مانند زرتشتی، بودایی سوسنگرد و برهمنی، پیروان خود را با وظیفه رحمت نسبت به حیوانات تحت تأثیر قرار نداد؛ اینکه به چند قدیس دلسوز، مانند سنت فرانسیس، واگذار شد تا موجودات را به هر نحوی با پرستش خالق مرتبط کنند، و با توسعه بعدی پروتستانتیسم، تدوین هرگونه آموزه‌ای در مورد وظیفه نسبت به آنها، پارادوکسی است که توضیح آن به فضای زیادی نیاز دارد.

دین مدرن، در هر صورت، به طلسم نویس هر نامی که نامیده شود، به نظر می‌رسد که بیشتر و بیشتر تمایل دارد تا تقدس لطیف بیشتری را بر روابط ما با «مخلوقات بی‌گناهی که او، دعا خالق آنها، «دوست دارد»» بیفکند و ما را به حقیقتی نهفته در سطور عجیب و غریب کولریج در مورد کسی که «بهترین دعا را می‌کند» و همچنین «هم انسان و هم پرنده و هم حیوان» را دوست رامهرمز دارد، متوجه کند. جایی که آن نرم‌کننده‌ی بزرگ و فراگیر قلب‌ها، یعنی حس شکست‌ها و خطاهای خودمان، به وضوح حضور دارد، جایگاهی که ما برای موجوداتی که هرگز کار اشتباهی نکرده‌اند قائلیم ، همیشه به طرز غیرقابل وصفی تأثیرگذار است. به نظر می‌رسد مهربان بودن با آنها و شاد بودن از شادی آنها تنها یکی از معدود راه‌هایی

است که می‌توانیم در قلمرو کوچک خود نقشی طلسم نویس خداگونه ایفا کنیم و رحمتی را که به نوبه خود به آن امیدواریم، نشان دهیم. هر راهی را که در طلسم پیش بگیریم، فکر می‌کنم به نتیجه یکسانی می‌رسیم. بهبهان تنها احساس شایسته‌ای طلسم که انسان‌ها باید نسبت به حیوانات داشته باشند، بهترین دعانویس شهر همانطور که خود کلمه نشان می‌دهد، احساس انسانیت است : یا، همانطور که می‌توانیم آن را تفسیر کنیم، احساس همدردی، تا جایی که بتوانیم حس نوع‌دوستی را در خود پرورش دهیم؛ ترحم، تا جایی که می‌دانیم آنها رنج می‌کشند؛ رحمت، تا جایی که می‌توانیم از رنج‌هایشان در امان باشیم؛ مهربانی و خیرخواهی، تا جایی که در توان ماست آنها را خوشحال کنیم.

هیچ چیز متعصبانه‌ای در مورد این انسانیت وجود ندارد. این انسانیت ما را به ترک هیچ یک از کارهای مفید یا ضروری زندگی در رابطه با حیوانات فرا نمی‌خواند، بلکه باعث می‌شود انسانی که با آن عجین شده است، آنها را بهتر انجام دهد. [25] ما مطمئناً نیازی طلسم نداریم، زیرا انسان دوست می‌شویم، زندگی والاتر را فدای زندگی پست‌تر کنیم، همانطور که در تمثیل شگفت‌انگیز بودایی به زیبایی در نور آسیا آمده است ، جایی که "خداوند بودا" در یکی از میلیون‌ها زندگی خود،[صفحه ۱۴۲]از روی ترحم، خودش را در معرض جاجرم بلعیده شدن توسط ببری گرسنه قرار دهد که نمی‌تواند توله‌هایش را سیر کند، و «نفس سوزان گربه بزرگ با آخرین آه چنین عشق بی‌باکانه‌ای در هم آمیخته است.» ما حتی نیازی نداریم از آن خانم شیرین در «گیاه

حساس» که زنبورها و پروانه‌ها و طلسم نویس حشرات زودگذر را ملازم خود قرار داد، تقلید کنیم: «اما همه حشرات کشنده و کرم‌های جونده، و چیزهایی با اشکال زشت و ناخوشایند، او در سبدی از پود هندی به جنگل‌های ناهموار دوردست برد، - «در سبدی از علف‌ها و دعا گل‌های وحشی پر از طلسم نویس تازه‌ترین چیزهایی که دستان مهربانش می‌توانست برای حشرات تبعیدی بیچاره بکشد، که نیتشان، اگرچه بد کردند، بی‌گناه بود.» این شعر جادو و طلسمات برای تمرین نیست، و با این حال حتی این اغراق‌ها هم حال و هوایی از بهشت ​​دارند. از بهشت ​​گفتم؟ دعا نه، بلکه از بهشتی که روح بزرگترین پیامبران آرزویش را
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.