مشهد

مجله اینترنتی کاشت مو

مشهد

۶ بازديد
این بخش از بشریت، کشیش ویور بود، مردی با توانایی‌های خاص، همانطور که از پیوستن به کلیسا، ازدواج، موعظه و پدر شدنش، همانطور که اشاره شد، در عرض دوازده ماه، مشخص است. او زیرک بود و عموماً دلایل کافی برای اعمالش داشت. او حتی در نامگذاری فرزند اولش هدفی داشت. او تازه به خدمت مشغول شده بود و جوان بود. بزرگان کلیسا مردانی عبوس بودند و می‌ترسیدند که کشیش آنها بیش از حد به سبکسری بپردازد. آقای ویور به نحوی از این موضوع مطلع شد و برای اینکه به ستون‌های کلیسای خود و بهترین دعانویس شهر پرداخت‌کنندگان حقوقش این واقعیت را القا کند که او "هوشیار، درستکار و خداترس" است، نام فرزند اولش را از شهرکرد کتاب سرودهای مذهبی برداشت.

اما پسر هیچ‌وقت از این اسم خوشش نیامد. وقتی به مدرسه رفت، وقتی بلند می‌شد و اسمش بهترین دعانویس شهر را به معلم می‌گفت، بقیه پسرها به او می‌خندیدند، و این مسخره‌بازی بین دخترها درمی‌آمد، چون مادربزرگ پیری داشت که گوشه‌ای می‌نشست و کتاب‌های قدیمی می‌خواند و یک بار به آن جوان لقب «ظهور و پیشرفت» داده بود. به محض اینکه توانست بنویسد، همیشه خودش را با نام دی. دبلیو. ویور امضا می‌کرد طلسم نویس و اصرار داشت که حروف اول اسم، دنیل وبستر باشد. همانطور که رودهن قبلاً اشاره شد، این کودک اولین فرزند والدینش بود. بهترین دعانویس شهر با این حال، او آخرین فرزند نبود، زیرا، مانند یک روحانی وفادار به مکتب قدیم، که بود، کشیش ویور در نهایت خانواده‌ای داشت که تعداد آنها را هیچ شخصیت مهمی نمی‌توانست بگوید.

بچه‌ها نیز به ترتیب به طلسم خانه آمدند، زیرا وقتی «داد» چهار ساله بود، چهار برادر و خواهر داشت که طلسم دو جفت دوقلو در طول نیمه اول دهه زندگی مشترکشان، کشیش خوب و همسرش را متبرک کرده بودند. این حقایق جزئی ممکن است به این طلسم نویس پرونده بی‌ربط به نظر برسند، اما بدون شک تأمل کافی نشان می‌دهد که بهترین دعانویس شهر آنها شایسته ثبت در پرونده هستند. شاید فرزندان اول نسبت به فرزندان بعدی، بیشتر مستعد فردیت باشند. به هر حال، «داد» فردیت بسیار بارزتری نسبت به برادران و خواهرانش داشت. قصد ندارم خیلی به دنبال راه‌های طبیعی باشم، شاید دعا درست باشد که در فرزند اول، فردیت‌های پدر و مادر مشهد جوان تا حد بیشتری نسبت به اعضای جوان‌تر خانواده به هم پیوند می‌خورد.
 
جریان‌های رام نشده خون جوانی که در رگ‌های عروس و داماد جریان دارد، و طبیعت تغییر نیافته آنها - که همگی با گذشت سال‌ها نرم می‌شوند - نشانه‌هایی بر فرزند بزرگتر خود می‌گذارند که فرزندان کوچکتر از آن می‌گریزند. به جادو و طلسمات هر حال، «داد» از همان ابتدا پسری سرکش و یک پسر معمولی واعظ بود. او سرکش، ستیزه‌جو و ذاتاً فریبکار بود. این ویژگی آخر، همراه با تخیل جادو و طلسمات قوی، او را به محض اینکه به اندازه کافی بزرگ شد تا از هر دو قوه به طور همزمان استفاده کند، نیشابور به یک دروغگوی بزرگ تبدیل کرد. با این حال، از این نظر، او تفاوت چندانی با بسیاری از افراد دیگر نداشت.

او سرشار از سخاوت بود؛ شجاع و جسور بود، حتی تا سرحد حماقت؛ دوستانی داشت و در صورت لزوم، تا پای مرگ در کنار آنها می‌ایستاد، وقتی طلسم که انگیزه خوب در او شعله‌ور می‌شد؛ جادو و طلسمات یا شاید اگر در لحظه‌ای بحرانی، شور و شوق مخالف بر او غلبه می‌کرد، در بدترین حالت به او خیانت می‌کرد. از نظر فکری، او باهوش و تیزبین بود؛ از نظر جسمی تنبل و گوشه‌گیر بود؛ از نظر اخلاقی، جایگاه او به بهترین شکل با علامت جبری ۰-۰ نشان داده می‌شود؛ از نظر روحی، گاهی اوقات عمیقاً محترم بیرجند و جاه‌طلب، جادو و طلسمات یا دوباره، به طرز دعا وقیحانه‌ای کفرگو، و تقریباً تا سر حد ناامیدی بی‌پروا بود.

این فهرستی ناقص از ویژگی‌هایی است که «داد» در ابتدا از آنها برخوردار بود. شخصیتی که از این ویژگی‌ها، به واسطه آموزشی که نصیب این فرد شد، تکامل یافت، موضوع این صفحات است. برداشتن چوبی که در این نمونه طلسم به کار رفته و ساختن معبدی برای خداوند از آن، کاری است که ممکن است فرشتگان را متحیر کند. ساختن یک کودک، یک پسر یا مرد شایسته از «داد» ویور، چیزی بود که هر کسی را که با او سروکار داشت نگران می‌کرد و شاید روزی، برای خود آن فرد نیز کاری بسیار دشوار باشد. با این حال، دعا مورد او در بسیاری از مراحل خود غیرمعمول نیست، زیرا هر روز هزاران مورد کاملاً مشابه آن در مدارس آمریکا، مانند هر جای دیگر، دیده می‌شود.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.