یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ ۱۷:۲۶ ۴ بازديد
از کشتیهایشان گرفته میشد، رو به زوال گذاشته است. خیر، نظر خردمندترین ساکنان این است که اگر مشیت الهی تا حد زیادی با ساخت شهرشان در ارتفاع کم و دعا قرار گرفتن آن بر روی زمینی مسطح از آنها محافظت نمیکرد، فرانسویها چندین بار آن را کاملاً ویران میکردند، همانطور طلسم که سعی در انجام آن داشتند؛ اما موقعیت پایین آن ساری مانع از وارد بهترین دعانویس شهر کردن خسارت قابل توجه به آن شد، گلولههای توپ معمولاً بر فراز شهر پرواز میکردند. اما بیشترین خسارت به ساختمانها در اثر شکست دریا وارد شده است که در طول این ۴۰ سال، بیش از ۱۳۰ ملک مسکونی را ویران کرده است.
طلسم این خسارت، با یک محاسبه ساده، نزدیک به ۴۰۰۰۰ پوند است. و اگر اقدامات فوری برای جلوگیری از پیشروی اقیانوس انجام نشود، احتمالاً شهر ظرف چند سال کاملاً خالی از سکنه خواهد شد؛ ساکنان آن در حال حاضر یک سوم کمتر از گذشته شدهاند و کسانی که باقی ماندهاند بسیاری از آنها بیوه، یتیمان، افراد فرتوت و همگی بسیار فقیر هستند؛ به طوری که نرخ کمک به آنها با اجاره پایه ۸ پنی در پوند است، زیرا خیریههای کمی برای حمایت از آنها داده میشود. با این حال، گروینها در اوایل قرن بابل هجدهم معرفی شدند و چنان تأثیر خوبی داشتند که نگرانیهای غمانگیز فوق را از بین بردند.
در واقع، همانطور که از نامه زیر از پدر بزرگوار ویلیام کلارک (پدربزرگ) برمیآید، این مکان در حال تبدیل شدن به مکانی برای بازدیدکنندگان بود تا برای بهرهمندی از حمام و هوای دریا به آنجا بیایند. از مسافر مشهور، ادوارد دانیل کلارک (۱۷۶۹-۱۸۲۲) به دوستش آقای بوویر.[19] « برایتهلمستون » ، ۲۲ ژوئیه ۱۷۳۶ . «ما اکنون در ساحل برایتهلماستون آفتاب میگیریم و میبینیم که این جزیره بهترین دعانویس شهر قبلاً چه چهره وسوسهانگیزی در نظر آن آقایانی که از متمدن بهترین دعانویس شهر کردن و مطیع کردن ما بروجرد خوشحال بودند، داشته است. این مکان واقعاً دلپذیر است؛ من چیزی به این خوبی در آن ندیدهام.
چنین پهنهای از دریا؛ چنین مناطق ذرت؛ و چنین وسعتی از فرشهای زیبا، که به چشم شما تسلط بر همه چیز را میدهد. اما نکته بد این است که ما به جز صدای غرش دریایی ، که در اینجا نوعی سهشاخ با صدای برخورد امواج به صخرهها است، گفتگوی کمی داریم. کار صبحگاهی من شنا در طلسم دریا و سپس خرید ماهی است. عصر برای هواخوری، تماشای بقایای اردوگاههای قدیمی ساکسون و شمردن کشتیهای در جاده و قایقهایی که در حال ماهیگیری هستند، به بیرون میروم.» «گاهی اوقات به تخیل اجازه میدهیم کرمانشاه کمی بسط طلسم و گسترش دهد؛ تصور میکنیم که شما پایین میآیید و ما قصد داریم یک روز هفته آینده در دیپ در نرماندی شام بخوریم؛ قیمت از قبل مشخص شده و شراب و محل اقامت در آنجا
نسبتاً خوب است. اما، اگرچه ما این قلعهها را در هوا میسازیم، به شما اطمینان میدهم که ما تقریباً در زیر زمین زندگی میکنیم . من تصور میکنم که معماران اینجا معمولاً ارتفاع ساکنان را در نظر میگیرند و حتی یک اینچ بین طلسم نویس سر و سقف کم نمیکنند و سپس یک یا دو پله پایینتر از سطح قرار میگیرند: دومی داستان در ارتفاعی کمتر از ۱۲ فوت به پایان رسیده است. گمان میکنم این یک اقدام احتیاطی ضروری در برابر طوفانها بوده است، که مبادا مردی از رختخوابش به نیوانگلند، بربری یا خدا میداند کجا پرتاب شود. «اما، چون قیمت اقامتگاهها دعا دعا پایین است ، ارزان هستند؛ ما دو اتاق نشیمن ، دو اتاق خواب ، انباری و غیره داریم طلسم نویس که هر قزوین کدام ۵ شیلینگ در هفته
هزینه دارند؛ و اگر واقعاً قصد دارید به اینجا بیایید، لازم نیست از تختی با ابعاد مناسب بترسید.» «و، پس، ساحل امن است؛ توپها همگی پوشیده از زنگ و علف هستند؛ کشتیها طلسم نویس پهلو گرفتهاند و هیچ دشمنی دستگیر نشده است. بیا و ببین.» لی به ما میگوید که حدود سال ۱۷۳۶، موقعیت دلپذیر برایتهلماستون از اوایل تابستان، همزمان با قابل عبور شدن جادههای عمیق و جادو و طلسمات گلآلود ساسکس، بازدیدکنندگان ممتازی را به خود جذب میکرد. در آن زمان شکار، مسابقات طلسم اسبدوانی و مهمانیهای آبی، جاذبههای اصلی یا تنها جاذبههای گردشگری بودند؛ و تنها محل اقامت آنها، چند مسافرخانهی معمولی بود.
طلسم این خسارت، با یک محاسبه ساده، نزدیک به ۴۰۰۰۰ پوند است. و اگر اقدامات فوری برای جلوگیری از پیشروی اقیانوس انجام نشود، احتمالاً شهر ظرف چند سال کاملاً خالی از سکنه خواهد شد؛ ساکنان آن در حال حاضر یک سوم کمتر از گذشته شدهاند و کسانی که باقی ماندهاند بسیاری از آنها بیوه، یتیمان، افراد فرتوت و همگی بسیار فقیر هستند؛ به طوری که نرخ کمک به آنها با اجاره پایه ۸ پنی در پوند است، زیرا خیریههای کمی برای حمایت از آنها داده میشود. با این حال، گروینها در اوایل قرن بابل هجدهم معرفی شدند و چنان تأثیر خوبی داشتند که نگرانیهای غمانگیز فوق را از بین بردند.
در واقع، همانطور که از نامه زیر از پدر بزرگوار ویلیام کلارک (پدربزرگ) برمیآید، این مکان در حال تبدیل شدن به مکانی برای بازدیدکنندگان بود تا برای بهرهمندی از حمام و هوای دریا به آنجا بیایند. از مسافر مشهور، ادوارد دانیل کلارک (۱۷۶۹-۱۸۲۲) به دوستش آقای بوویر.[19] « برایتهلمستون » ، ۲۲ ژوئیه ۱۷۳۶ . «ما اکنون در ساحل برایتهلماستون آفتاب میگیریم و میبینیم که این جزیره بهترین دعانویس شهر قبلاً چه چهره وسوسهانگیزی در نظر آن آقایانی که از متمدن بهترین دعانویس شهر کردن و مطیع کردن ما بروجرد خوشحال بودند، داشته است. این مکان واقعاً دلپذیر است؛ من چیزی به این خوبی در آن ندیدهام.
چنین پهنهای از دریا؛ چنین مناطق ذرت؛ و چنین وسعتی از فرشهای زیبا، که به چشم شما تسلط بر همه چیز را میدهد. اما نکته بد این است که ما به جز صدای غرش دریایی ، که در اینجا نوعی سهشاخ با صدای برخورد امواج به صخرهها است، گفتگوی کمی داریم. کار صبحگاهی من شنا در طلسم دریا و سپس خرید ماهی است. عصر برای هواخوری، تماشای بقایای اردوگاههای قدیمی ساکسون و شمردن کشتیهای در جاده و قایقهایی که در حال ماهیگیری هستند، به بیرون میروم.» «گاهی اوقات به تخیل اجازه میدهیم کرمانشاه کمی بسط طلسم و گسترش دهد؛ تصور میکنیم که شما پایین میآیید و ما قصد داریم یک روز هفته آینده در دیپ در نرماندی شام بخوریم؛ قیمت از قبل مشخص شده و شراب و محل اقامت در آنجا
نسبتاً خوب است. اما، اگرچه ما این قلعهها را در هوا میسازیم، به شما اطمینان میدهم که ما تقریباً در زیر زمین زندگی میکنیم . من تصور میکنم که معماران اینجا معمولاً ارتفاع ساکنان را در نظر میگیرند و حتی یک اینچ بین طلسم نویس سر و سقف کم نمیکنند و سپس یک یا دو پله پایینتر از سطح قرار میگیرند: دومی داستان در ارتفاعی کمتر از ۱۲ فوت به پایان رسیده است. گمان میکنم این یک اقدام احتیاطی ضروری در برابر طوفانها بوده است، که مبادا مردی از رختخوابش به نیوانگلند، بربری یا خدا میداند کجا پرتاب شود. «اما، چون قیمت اقامتگاهها دعا دعا پایین است ، ارزان هستند؛ ما دو اتاق نشیمن ، دو اتاق خواب ، انباری و غیره داریم طلسم نویس که هر قزوین کدام ۵ شیلینگ در هفته
هزینه دارند؛ و اگر واقعاً قصد دارید به اینجا بیایید، لازم نیست از تختی با ابعاد مناسب بترسید.» «و، پس، ساحل امن است؛ توپها همگی پوشیده از زنگ و علف هستند؛ کشتیها طلسم نویس پهلو گرفتهاند و هیچ دشمنی دستگیر نشده است. بیا و ببین.» لی به ما میگوید که حدود سال ۱۷۳۶، موقعیت دلپذیر برایتهلماستون از اوایل تابستان، همزمان با قابل عبور شدن جادههای عمیق و جادو و طلسمات گلآلود ساسکس، بازدیدکنندگان ممتازی را به خود جذب میکرد. در آن زمان شکار، مسابقات طلسم اسبدوانی و مهمانیهای آبی، جاذبههای اصلی یا تنها جاذبههای گردشگری بودند؛ و تنها محل اقامت آنها، چند مسافرخانهی معمولی بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر