پارس آباد

مجله اینترنتی کاشت مو

پارس آباد

۴ بازديد
خدمتکار پیر تنها کسی بود که در خانه مورفی به جز خودشان حضور داشت.» ماکسول، در «تاریخ شورش»، در مورد نیلسون گفت: «تو آن مرد هستی.» مارک اوکالاهان در کتاب «زندگی اوکانل»، جان هیوز را به دریافت ۱۰۰۰ لیره در ازای خون لرد ادوارد متهم می‌کند و بدین ترتیب، کیفرخواستی را که قبلاً توسط دکتر مدن تنظیم شده بود، تأیید می‌کند.[287] پسر و زندگینامه‌نویس [صفحه ۱۱۸]رینولدز به مورفی سوءظن دارد؛ در حالی که مورفی، به روایت خودش، می‌گوید: «در زندان شنیدم که یکی از محافظان لرد ادوارد اطلاعاتی پارس آباد داده است.» باز هم، فلیکس رورک مورد سوءظن قرار گرفت بهترین دعانویس شهر و به سختی از مرگ به دست رفقایش جان سالم به در برد.

طلسم نویس سوءظن همچنین به آقای اوگیلوی نیز مربوط می‌شد، که به عنوان یک ارتباط نزدیک، چند روز قبل از دستگیری لرد ادوارد در خیابان دعا توماس بهترین دعانویس شهر به ملاقات او رفته و با او معامله کرده بود. هرچند طلسم نویس جالب است که پس از تقریباً یک قرن گمانه‌زنی، نام خبرچین واقعی را بدانیم، اما رضایت‌بخش‌تر این است که مظنونان به ناحق اکنون باید سرانجام تبرئه شوند. آقای جادو و طلسمات فرود می‌نویسد: «در هجدهم ماه مه [۱۷۹۸]، سرگرد سِر از سویی که در نامه‌های بسیار محرمانه‌ی اشنویه نایب‌السلطنه به آن اشاره‌ای نشده جادو و طلسمات بود، پیام‌هایی دریافت کرد که دعا به او می‌گفت لرد ادوارد را کجا می‌توان یافت.»[288] من در ادامه به «ربع» اشاره می‌کنم.

در سال ۱۸۴۱، دکتر مدن به کتابی دسترسی پیدا کرد که در آن آقای کوک، که قبلاً معاون وزیر طلسم نویس در قلعه دوبلین بود، به طور مخفیانه پرداخت‌های مختلفی را به خبرچینان ثبت کرده بود. از جمله این موارد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: «۲۰ ژوئن ۱۷۹۸، کشف ۱۰۰۰ لیتر LEF دعا توسط FH ». اگرچه کوک صرفاً حروف اول «FH» را فاش کرد، اما هنگام توصیه به خبرچین برای طلسم نویس دریافت مستمری، نام کامل را ذکر کرد. آقای کوک در نامه‌ای به لرد کسل‌ری در سال ۱۷۹۹ می‌گوید: «فرانسیس هیگینز،[289] صاحب بهترین دعانویس شهر «روزنامه فریمن»، کسی بود که تمام اطلاعات مربوط به لرد ادوارد فیتزجرالد را برای من تهیه کرد و از او خواست تا با او قرار بگذارد تکاب و اطلاعات زیادی به من داده است ، 300 لیره.

این 300 لیره، مقرری سالانه دعا بود. [صفحه ۱۱۹] «روزنامه طلسم نویس فریمن» در این زمان ارگان قلعه دوبلین بود و در خاطرات منشی کوک آمده است که او برای آن روزنامه مطلب می‌نوشته است. از این رو، مراودات مکرری بین کوک و هیگینز وجود داشته است؛ و شواهد قطعی حاکی از آن است که هیگینز پاداش دولتی را دریافت کرده است. اما شخصی که کوک در مورد نام نیکش آنقدر محتاط است که در نامه‌نگاری به قلعه ری با ملاحظه جای آن را خالی می‌گذارد، وقتی برای اولین بار دعا این تحقیق را شروع کردم، به کمال شهر راحتی قابل ردیابی نبود.

آقای راس، ویراستار «اسناد کورنوالیس»، که اجازه داشت بایگانی قلعه دوبلین را بررسی کند، می‌نویسد: «مردی که اطلاعاتی را که منجر به دستگیری او [لرد ادوارد] شد، ارائه داد، ۱۰۰۰ لیره دریافت کرد ، اما نام او هرگز فاش نشده بهترین دعانویس شهر است .» اکنون نکته این است که ثابت کنیم فرانسیس مگان، وکیل دادگستری، مردی که به طور سنتی به عنوان یکی از غیراجتماعی‌ترین مردان توصیف می‌شود، دوست خصوصی و متحد سیاسی هیگینز بوده است. توماس مگان، اهل خیابان های استریت دوبلین، پدر فرانسیس بود. روزنامه‌ی اصلی آن شهر، در شماره‌ی 30 ژوئن 1787 خود، گزارش می‌دهد که چگونه عصر روز قبل، «آقای مگان، طلسم اهل خیابان های فردیس استریت، از آقای فرانسیس هیگینز» و دیگران پذیرایی کرد.

«لیوان‌ها آزادانه در گردش بودند و شب با نهایت جشن و معاشرت سپری شد.» سردبیر طلسم با لقب « تام مگانِ صادق » به او پایان می‌دهد. در 5 نوامبر 1789، او به موضوع اصلی بازمی‌گردد: آقای ماگان، پارچه‌فروش پشمی در خیابان های استریت، به همراه دوستش آقای هیگینز، در حال آماده‌سازی طناب و حیوانات وحشی برای کشیدن نایب‌السلطنه جدید به کاخ هستند. این آقای ماگان و ارباب شام بودند که وسایل لازم برای ورود پیروزمندانه لرد باکینگهام به پایتخت را فراهم کردند.[290] ... آقای ماگان واقعاً باهوش است و هرگز از جانبداری و توجه خود به ... کوتاهی نکرده است.

[صفحه ۱۲۰]به خاطر آقای فرانسیس هیگینز - آقای ماگان افتخار دارد، و آن هم اغلب، که با هیگینز شام بخورد.[291] از یک فهرست قدیمی چنین برمی‌آید که شور و اشتیاق وفادارانه‌ی تام مگان در همین دوران با انتصاب او به عنوان «پارچه‌دوز پشمی و مرکر اعلیحضرت»
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.